تبليغاتX
.:: شناخت ::.
شناخت
» هنری سه شنبه 25 فروردین1388 16:14

فیلم جدید بیضایی واکنش های متفاوتی را برانگیخت.تعداد زیادی او را به باد

انتقاد گرفتند که آنچه از بیضایی انتطار میرود در این فیلم برآورد نشد.و اما

تعدادی دیگر این فیلم را نسبتا قابل قبول می دانند.من البته فیلم بیضایی را

شایسته ی نقدهای جدی می دانم.اما میخواهم در یک برداشت کلی از این

فیلم دفاع کنم.قبل از آن لازم است بگویم که بنا به اظهار نظر بیضایی اولین

فیلم از یک "سه گانه " است.بنابراین به آنانی که این فیلم را در سطح نازلی

ارزیابی می کنند توصیه می کنم کمی برای اظهار نظر قطعی صبر کنند

شاید بعد از نمایش سه فیلم به هم پیوسته نظرشان تغییر کرد.

اما موضوع را بیاییم گونه دیگری نگاه کنیم.ما می خواهیم بیضایی چه چیزی

بسازد؟با چه رویکردی؟بر چه مسئله ای تاکید کند؟به نظرم پاسخ به این

سوالات برای کسانی که از یک هنرمند طراز اول  انتظارات جدی دارند بسیار

مهم است.باید به این نکته توجه کرد که آیا آن کسی را که داریم زیر سوال

می بریم واقعیت آن فرد است و یا کسی است که ما در ذهن خود ساخته

ایم؟من فکر می کنم بسیاری از نقدها را در این موضع می توان به چالش

کشید.دیگر اینکه اگر نگاهی نسبی به مسائل داشته باشیم ، در میان فیلم

های تازه اکران شده چند فیلم وجود دارد که لااقل به یکی از تضادهای

اصلی جامعه بی نوای ایران اشاره کرده باشد؟اگر این مورد را در نظر داشته

باشیم آنوقت می توان " وقتی همه خوابیم " را مورد توجه قرار داد.نکته دیگر

جنس تماشگر است.آیا واقعا غالب تماشگران سینما را کسانی تشکیل می

دهند  که به دنبال معنا ها و رمزها در یک فیلم می گردند؟آیا برای جامعه ای

که میزان فروش فیلم سخیفی مثل " اخراجی ها " که تراوشات ذهن

سخیف و لمپن یک چهره ی شناخته شده در زمینه شکنجه خیابانی است ،

بیش از فروش فیلم های معناگرا ست  ، فیلم بیضایی ( حتی در ایده آل

ترین  جایگاه از نظر منتقدان) چه جایگاهی می تواند داشته باشد؟ اتفاقا این

مسئله چیزی است که در فیلم " وقتی همه خوابیم " مورد اشاره قرار گرفته

است.دوستی اشاره کرده بود که در صحنه ای از فیلم که چند مرد با چاقو به

یک زن حمله میکنند و تماشگران مانند موجوداتی مسخ شده و بیرمق و

بزدل در حال تماشای صحنه ی جنایت هستند ، بیضایی صحنه ای مضحک را

خلق کرده است و این دوست گرانمایه ی من آرزو کرده است که ایکاش

منظور بیضایی از آن افراد مسخ شده ما نبوده باشیم.در پاسخ باید بگویم که

با وجود چنین تماشاگرانی که دارای سلیقه های مبتذل و به شدت عوامانه

ای هستند آیا اگر کسی به عموم جامعه ایران چنین نگرشی داشته باشد

نظر بیجایی دارد؟

من فکر می کنم هنوز بیضایی حیثیت سینمای ایران است.باید واقع بین

بود.مناسبات فرهنگی هنری در عرصه مدیریتی و کلان آن در ایران کاملا با

آنچه که ما از کشور های دیگر سراغ داریم و یا حتی خود انتظار داریم ،

متفاوت است.در اینجا هیچ کدام از معیارهای انسانی را نمیتوانید در این

مناسبات بیابید.در این سینما که فیلم سخیف و بی ارزشی که تتمه ی

حیثیت  سینمای ایران را به باد می دهد مورد حمایت جدی رسانه های

گروهی ( بخوانید حکومتی ) قرار می گیرد و در جشنواره کاریکاتوری فجر که

تنها عرصه رقابتی سینما در ایران است مورد تشویق قرار می گیرد ، کسی

مانند بیضایی چه میزان از توانایی اش را می تواند آنگونه که خود می خواهد

بروز دهد؟

نوشته شده توسط مرتضی اسدی | موضوع: | لينک ثابت |

Copyright © 2006 - Site bus: مرتضی اسدی