![]() |
![]() |
|
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در هجوم تشنگی،در سوز خورشيد تموز
پای در زنجير خاک تفته می نالد گون: روزها را ميکنم پيمانه با آمد شدن غوک نيزاران لای و لوش گويد در جواب: چند و چند اين تشنگی؟ خود را رها کن همچو ما پيش نه گامی و جامی نوش و کوته کن سخن بوته خشک گون در پاسخش گويد خمش پای در زنجير خوشتر تا که دست اندر لجن |
|
RSS
|