در مورد آنچه شما گفتيد
تقي رحماني در يكي از مصاحبه هايش از 3 تيپ روشنفكري با عنوان روشنفكران آلماني ، انگليسي و فرانسوي نام مي برد كه هر كدام داراي ويژگي هايي متناسب با شرايط ظهورشان است.روشنفكر انگليسي ، در حوزه قدرت و مناسبات مربوط به آن مي انديشد ، تيپ آلماني ، روشنفكري صرفا دانشگاهي بدون ارتباط با قدرت و توده ي اجتماع است، و نوع فرانسوي آن روشنفكري است كه دور از نهاد هاي قدرت و در ارتباطي نزديك و تنگاتنگ با جامعه و حركت هاي اجتماعي است.
ادامه مطلب
مناسبات جديد و گذار از دنياي سنت ،فرصتي بود براي جامعه انساني تا از ساخت غير منعطف قدرت و تمركز آن در يك نقطه كانوني رهايي يابد.در اين فرآيند به ميزاني كه از ساخت هاي سنتي در جامعه فاصله بگيريم برتعداد اليتهاي قدرت افزوده مي گردد و در اين رهگذر هيجان و ارادت نسبت به فره قدرت جاي خود را به عقلانيت انتخابي نسبت به كانون هاي متكثر قدرت مي دهد.
ادامه مطلب
اگر بتوانيم مفاهيم موجود در جامعه را تقليل و در 2 دسته خرد و اسطوره جاي دهيم،مي توان با برقراري نسبت ميان اين دو مفهوم جايگاه يك فرهنگ و جامعه را در فرآيند تحول از مناسبات كهنه به مناسبات جديد تبيين كرد.
ادامه مطلب
چرا هنوز به مشروطه دلبسته ايم؟
نهضت مشروطه به عنوان نقطه عزيمت ايران از يك ذهنيت به ذهنيتي جديد،(تاكيد مي كنم ذهنيت چون معتقدم مناسبات عيني چندان تغييري نيافت، لااقل تا چند سال پس از آن)، به اذعان همه كساني كه تحليلي بر آن نوشته اند سر فصل دوران جديد ايران بوده است.
چرا در ميان حوادث متعددي كه از 150 سال پيش تا كنون در اين كشور به وقوع پيوسته تنها نهضت مشروطه توانسته تاثيرات واقعي بر نگرشها و بعدها مناسبات ،بگذارد؟
چرا ما اينقدر دلبسته مشروطه ايم؟
مشروطه چيان تبريز به همراه ستار خان و باقر خان
ادامه مطلب
از كجا آغاز كنيم؟
پل هريسون مي گويد:
"انقلابهاي سياسي ممكن است يك شبه حادث شوند و انقلاب در تكنولوژي در عرض چند سال ،ولي انقلاب هاي اجتماعي به گذشت ده ها سال احتياج دارند."
وقتي مي خواهيم آرماني همچون ترقي و رشد را تحقق ببخشيم ناچاريم قواعدي را رعايت كنيم.دل سپردن به حواد ث و پيروي از قانو ن " هر چه پيش آيد خوش آيد " نه براي ما و نه براي هر كه مثل ماست راهگشا نبوده و نيست.
ادامه مطلب
کلیشه روشنفکری درایران
روشنفکری در ایران مانند بسیاری از ساختارها و کنشهای اجتماعی و سیاسی دچار آفتی به نام کلیشه شده است.با این تفاوت که این آفت تاریخی در بخش های دیگر جامعه تا حدود زیادی تحمیلی است اما در جامعه روشنفکری خود ساخته است.
ادامه مطلب
روزی در حیاط دانشکده با عبدالله در مورد پروسه تحولات در ایران بحث میکردم و من تاکید داشتم که متمرکز شدن بر روی ساختار قدرت موجب انحراف از پروژه آگاه سازی بدنه اجتماعی منفعل و کشاندن آن به متن تحولات می باشد.عبدالله با لبخند همیشگی اصرار داشت که این تمرکز موجب شکست ساختار قدرت و ایجاد فضای مناسب برای مانور فعالیتهای روشنگری می باشد.من هنوز بر این ایده استوارم و عبدالله نیز...
عبدالله هنوز در بند است و تحت فشارهای جسمی و روانی...
و من در این آرزو که او در این رویارویی نشکند تا دشمنش را از یک رضایت آنی مشعوف نسازد.
دوستان من پایدار باشید .
در هجوم تشنگي، در سوز خورشيد تموز
پاي در زنجير خاك تفته مينالد گَوَن:
روزها را ميكنم پيمانه با آمد شدن
غوك نيزاران لاي و لوش گويد در جواب:
چند و چند اين تشنگي؟ خود را رها كن همچو ما
پيش نِه گامي و جامي نوش و كوته كن سخن.
بوتهي خشك گَوَن در پاسخش گويد: خَمُش!
پاي در زنجير، خوشتر تا كه دست اندر لجن
شعر از :شفیعی کدکنی

